پدر
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:46
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
222
-
تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 7:03
سلام خوبی؟ خدا هستی؟ نمیدونم گیجم منگم... پرتم... اصلا دارم درجا میزنم... نگرانم... حواست باشه ها... هوامو داشته باش..
219
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 5:25
اون قدر اتفاقات بین خودم و فلاح رو تصور کردمxa0 فاطمه هم درد و دل کردیم.. هم درده...xa0 من نمیدونم چجوری بهش فکر نکنم...xa0
218
-
تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 14:19
داشتم تست میزدم... به روش های فلاح... بابا خیلی گیرم...xa0 اصلا نمیشه.. هیلی انرژی ام گرفته شده... نمیدونم چکار کنم... نمیدونم من خستمه؟ نمیشه؟ xa0سخت؟!!! xa0
215
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 1:21
xa0 دیروز چهار و خرده خوندم...xa0 خدایا... میشه من دورقمی بشم یعنی..
216
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 1:21
سلام. امروز آزمون دادم. سعی کردم تا آخر آزمون از وقتم استفاده کنم.. الان پاسخنامه نگاه کردمxa0 فکر کنم خیلی بی دقتی کردم.. خیلی به ترازم امیدوار بودم... هنوز کارنامه نزده..همیشه این موقع زده بودا... چم
217
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 1:21
من خوبم؟؟؟؟؟؟ نمیدونم... خدایا کمکم کن...xa0 راستی من و این همه کتاب...xa0
213
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 20:16
درسا سختن...xa0 ساعت مطالعه سهxa0 از 22نفر اول قلمچی 18نفر پشت کنکوریxa0 نگرانمxa0 بابا میگه هر چی خدا بخواد..xa0 حس میکنم خیلی تو روزمرگی ها غرق شدم... کم با خدا حرف می زنم.... میبخشی؟؟؟xa0 این مدت ها وب شده فقط حرف هام... بیخیال...xa0 xa0
214
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 20:16
سلام. امروز تا چهار کلاس عربی بود چهار تا شش جلسه والدین.. منم موندم..xa0 آقای فلاح هم اومد صحبت کرد..xa0 خوب بود..xa0 راستی... اسمش هم تو تلگرام زده بود ایمان... اینم یه کشف جدید..xa0 وای خانم استواری و..داشتند حرف میزدن.. از درس و... از طرح دوستی برای دور کردن تیز هوشانی ها از درس و کنکور گفت...xa...
212
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 22:58
سلام. تاسوعا و عاشورا رفتمxa0 xa0 نامزد عمو روانی ام کرد...xa0 من غلط کنم دفعه دیگه جایی با اون برم...xa0 بخدا از ساعت سه که اومدم اعصابم خرده. سرم درد میکنهxa0
211
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 11:45
xa0میگم چقدر خوبه آدم یه دوستی اینجا داشته باشه ها... هوم.. دبیرستان من خوب بود. . مدرسه ما خیلی سخت گیر بود.. ولی دوسال اول راهنمایی من یه چیز دیگه بود ها.. بیست... [نیشخند]چ کارایی اون موقع نکردیم. دبستان هم کرم می ریختیم.. دبیرستان هرچی فکر میکنم درس بود تو اولویت.... سال اول دبیرستان که تازه میخ...
210
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 22:38
باید فیزیک بخونم...xa0 تمرکز ندارمxa0 میخوام سوال حل کنم نمیشه..xa0 دلم میخوآد برم هیات اما فردا امتحان فیزیک نیز دارمxa0 میترسم برم.. نخوندمم و... چرا این قدر سست ام... مثل خیلیا نمیخونم...؟ فاز من چرا با همه متفاوتهxa0
209
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:12
سلام خوبی؟ xa0امروز دادا بچه اش به دنیا اومد. خب دیگه... دیشب خونه عمه بودیم. هیات دیدیم.xa0 امروز نرفتم مصلی... انگارتحمل بعضی چیزا رو ندارم... دوست ندارم یادآوری کنم.. میدونم هست.میدونمشون.. نمیخوام باز تو محیطش قرار بگیرم.. این هفته هم سخت درگیرم...خب احتمالا یکشنبه تا دو مدرسه و بعدم تا 3:30یا 4...
208
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 16:16
برای اولین بار ریاضی صفر گرفتم.. فقط احتمال خوندم... معادله درجه دو و معادله مثلثاتی هم بود... مثلثاتی به امید تابستون رفتم.. احتمال یه نگاهی کردم.. معادله صفر.. سر جلسه امتحان تو احتمال گیرکردم.. قبلا حل کرده بودمش.. حالا نمیشد. من قبلا به خانم زارعی گفته بودم برای تصغیه هوا..چندین بار پی اش گرفتم....
207
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 22:41
سلام. دارم فکر میکنم از کی نماز نخوندم؟ از کی نمازم شد گاه به گاهی؟ به نتیجه خاصی نمیرسم... یادم نمیاد... میدونم تا قبل از سن تکلیفم میخوندم.. نمیدونم از اون روزی که*شروع شد؟ نمیدونم از روزی که هی تو مدرسه گفتن واجبه؟ نخونی خدا این عذاب میده و...و هی از خدا ترسوندن همه دانش آموزا رو؟خیلی دور شدم اما...
206
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:59
نمیدونم خبری هست یا نه!xa0
205
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 6:08
سلام. رفتیم شیراز میز led خریدیم.. رفتیم دهکده... مالی نبودن... خواستیم بریم پیاله.. نزدیک هاش یه کارگاه بود... میزاش خیلی خوشکل بود... خریدیم...xa0 واهییی... مدرسه ها....xa0
204
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 18:07
هیی... خواستم اون چیزی که درمورد ترقه ام نوشتم بزارم... پاک شد.. حالش نیست باز بنویسم...xa0 امروز رفتم قلمچی...xa0 قبلش رفتم پاساژ ستاره.کفش مجلسی خریدم... وای خوب که ااونروز هیچکدام سایز پام نبود... اف خرده بودن... کفش 70شده بود 35 100شده بود 44 خوب که نخريدم ااونروز وگرنه خیلی آتیش میگرفتم... والا...
192
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 14:09
سلام ساعت مطالعه به شدت افت کرده.. یعمی مدرسه و...آدمو هسته میکنه .. جونی برای آدم نمیمونه... خداکنه هفته دیگه خوب باشه ..xa0 کمرم هم درد میکنهxa0
194
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 14:09
این روز ها خیلی بیحال ام... خودمم نمیدونم چمه....xa0 ساعت مطالعه دور و بر سه چهاره...xa0 xa0 نمیدونم... عجیب این روز ها دل تنگ اونم.... (من عاشق نیستم ها )